
با این همه آرزوهام می رم تو رویای خودم
چشمامو که باز می کنم باز میبینم تنها شدم 
پیش خودم داد میزنم آهای آهای اوستا کریم 
مگه تو نیستی که میگن منصف و رحمان و رحیم 
عشق و درست کردی که ما تو قصه هامون بذاریم 
قسمتمون اونی بشه که حتی دوسش نداریم 
به من بگو آی آ خدا خودت یه بار عاشق شدی
که عاشقای دنیا رو می خوای عذابشون بدی
باید بدونی یه روزی خاطرخواهی چه دردیه
بذار که روشنت کنم یه روزگار سختیه
اگه که امتحان کنی بیای و عاشق بشی
وقتی به یارت نرسی ببین تو هم چی می کشی
اینه همه باور من وقتی که اینجا می شینم
توی یه تابلوی سفید خودم رو تنها میبینم 


































































