
مرا اندکی دوست داشته باش ولی طولانی...
باور کن !...
باور کن که من تنها تو را دوست دارم...
باور کن...
باور کن که همیشه دلم برات تنگه باور کن ...... باور کن .... هرروز، با امید آمدنت ودیدن روی گلت و
شنیدن صدای نازنینت از خواب بیدار
می شم و هر شب، با حسرت ندیدنت به سراغ عکسهای خوشگلت می رم...باور کن... این گناه نیست اگر
من بخوام که تنها مال من باشی!می خوام تنها... تنهای تنها... مال من باشی
تو چشمهای تو یک دنیا مهربونیه که همیشه بهم آرامش میده....
تو لبخند تو یک دنیا زیباییه که رنگ سیاه ذهنم را همیشه سپید می کنه
تو صدای تو یک دنیا خوبیه که همیشه امید را در من زنده می کنه.......
تو همیشه بهترین ، آروم ترین و صبورترین یار من توی تمام
لحظه های بی تابی زندگیم بودی و همیشه شیرین ترین و ماندنی ترین
خاطره های من ، بودن با تو وهمچنین دوستی عمیق و خالص و
بی ریا با تو بوده است .....
راستی چه جادویی تو صدات داری؟؟؟ که اینطور آرامم می کنه، وقتی
از همه جا وهمه چیز شاکی می شم.
تو کلامت چی داری ؟؟؟ که اینطور به شورم میاره، وقتی از همه چیز دلسرد می شم
تو عمق چشمهات چه نیرویی وجود داره؟؟؟ که حتی با دیدن عکست
هم همچنان نافذ و جان بخش هست
من زندگیم را پیدا کردم. من تو را پیدا کردم.
من زنده شدم به عشق تو. من عشق تو را دارم اگر چه خودت را ندارم.
دلم برات تنگه همنفسم ..... دلم برات تنگه فدات شم.
با من بمان ای هم نفس ..... که برای زنده بودن نيازت دارم
با من بمان که عشقت از هر چه در اين دنيای خاکی است بی نيازم
می کند... با من بمان که با خيالت هم چنان مست می شوم که ديگر
هيچ رنجی را نمی فهمم ، با من بمان و مرا از خود رهايم کن
روزی بود گذر زمان اذيتم ميکرد حس ميکردم از روزای خوشيم دور ميشم دور دور.
ولی حالا اين حس رو ندارم چون همه لحظه هام سرشار از امید و عشق هست.
همه لحظه هام سرشار از بودن با تو هست ...
چقدر قشنگه که آدم دلش اونقدر عاشق باشه که هيچ چیزي رونبينه.....
ای فرشته زیبای من نمیدونم چطور میتونم ازت تشکر کنم...
ای مهربانم: به من بگو چه چیز را به تو تقدیم کنم ؟ عمرم را؟
هستی ام را؟ داراییم را؟ اما می دانم اینها کافی نیست ......
خوب من: روح وسیع و مهر بی دریغ تو که نیکبختی را به من
می آموزد می ستایم ، بدان که بند بند وجودم بسته به هستی توست
دوست دارم ![]()
عزیزم! مرا عشق بیاموز تا بیشتر و بیشتر "به تو" عشق ورزم
از تو می خواهم مرا بیاموز که به تو عشق ورزم و مجنون تو باشم
فردایی سبز را به روح منتظرم هدیه کنی.همچنان چشم به راه قاصدکها که
خواهم بود صادقانه بگویم به زلالی اشکهایت به خنده های با مزه ات وبه وفاداری عشق و ایثارت در هنگام
نوازش... دوست دارم![]()
![]()