تبليغاتX
شب های تنهایی
به نام تنهاترین کسی که در تنهاییم تنهایم گذاشت
   امروز که باز شدن چشام دیدم که جون وهستی وجونی و 

 قلب تورو چه بی بها باخته بودم  کاش تورو نشناخته بودم

 کاش تو شیر یا خط عشق بین منو تو و خدا قلبم و نگذاشته بودم

 کاش تورو نشناخته بودم     کاش تورو نشناخته بودم 

 هر کسی آهی میکشه وقتی که غم تو دلشه

 صدای آه دل من یه افسوس یه آتیشه

 کاش تورو نشناخته بودم میگه و شعله می کشه

 کاش تورو نشناخته بودم     کاش تورو نشناخته بودم 

 کاش از اون اول دیدم نگاهتوچشمامو به آسمون دوخته بودم

 کاش با خودم سوخته بودم کاش با خودم ساخته بودم

 کاش تو غمار عشق تو از اولش باخته بودم

 کاش تورو نشناخته بودم     کاش تورو نشناخته بودم 

                                               

شبی که بغض عشق تمام وجودم را می فشرد و از بی همدمی

دلم خراب شده بود به آسمان پناه بردم یک دفعه چشمم به ستاره ای

افتاد که جوردیگری به من چشمک زد و احساس کردم مثل بقیه نیست

پس او را به خانه دلم با تمام وجود دعوت کردم و ستاره درخشید تمام

شبم فقط با بودن  آن ستاره روشن شد پس از  آن من هر روز  آرزوی

رسیدن شب را می کردم ز عشق دیدن  آن ستاره حتی روزهای من

هم رنگ شب گرفته بودن عاشق شب و متنفر از روز شده بودم

شبی که مثل هر شب برای دیدن ستاره بی قرار شده بودم هر چه

نشستم نیامد نیمه شب بود و همه ستاره ها بودن جز ستاره من

برای یک دم قلبم ایستاد از ترس  آنکه او را از دست داده باشم

چشمهایم را بستم ناگهان صدای رعدو برق مرا به خود  آورد

چشمهایم را باز کردم با دیدن گریه  آسمان طاقت نیاوردم

بغض گلویم را فشرد فریاد زدم دلم شکست گریه کردم و شب

بعد دوباره رفتم ولی این بار هم نه از ستاره خبری بود نه از گریه

آسمان فهمیدم اشک آن شب آسمان به خاطر رفتن ستاره بود

برای همیشه آسمان که مادر آن ستاره بود چقدر راحت به رفتنش

 عادت کرد اما من هنوز که هنوز است شبها برای دیدن ستاره ام

همان ستاره بی معرفت زیر آسمان جلوی نگاه تمسخرآمیز ستارگان

دیگر به خود برای آمدنش امید می دهم و میدانم هیچگاه به رفتنش

عادت نمیکنم و نگاهم بعد از او به هیچ ستاره ای پیدا نمی شود.

                                              

شبهای تنهایی لیدا در Fri 13 Oct 2006 Time 6:44 PM | لینک ثابت |

 
> FONT face=Tahoma color=white>