تبليغاتX
شب های تنهایی
بعد از ماه ها .....نوشتن دوباره لذتي ديگرست براي من
 سلام

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم

شیشه قلبم آنقدر نازک شده که با کوچکترین

تلنگری می شکند

می خواهم فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم

که عمق دردم را در فریاد منعکس کنم

فریادی در اوج سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام

دلم به درد می اید وقتی سر نوشت را به نظاره می نشینم

کاش می شد سرنوشت را با ان روزها ی شیرینم عجین کرد

بغض کهنه ای گلویم را می آزارد

نفرین به بودن وقتی با درد همراست

ای کاش باز هم کسی اشکهایم را نبیند 

تنها با خاطراتم خوشم....

                                         

چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر

                                      

 از بس که آسمان دلم ابريست تمام خاطراتم نمناک شده است نمي دانم چرا؟ دريا را هم که ديدم به ياد تو افتادم روي ماسه هاي ساحل نوشتم اگر طاقت شنيدن داري من شهامت گفتن دارم دوباره به دريا نگاه کردم باز برگشتم اين بار روي ماسه ها نوشتم دوست دارم

                                            

دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه ميخواي اونو را از رويات

بيرون بكشي و توي دنياي واقعي بغلش كني.                                                                                 

 

از بهار پرسيدم عشق يعني چه:گفت تازه شکفته ام نمي دانم

از تابستان پرسيدم عشق يعني چه:گفت در گرماي وجودش غرقم نمي دانم...

از پاييز پرسيدم عشق يعني چه:گفت در هزار رنگ آن باخته ام نمي دانم...

از زمستان پرسيدم عشق يعني چه:گفت سرد است و بي رنگ........

 عشق يعني.... براستي عشق چيست ؟...

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني.

دوستت دارم... و چه زيبا بر بخار پنجره نوشتي... و چه غم انگيز بود وقتي که پاکش کردي..... اي کاش کلامت از براي من بود..... دوستت دارم را ميگويم

تنهايي را دوست دارم بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد

 زندگي همچون يک رنگين کمان زيباست که طيف متفاوتي از رنگ ها را در بر مي گيرد و همين تفاوت ها آن را زيبا مي سازد

خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروي. دو تا دست داد تا نگه داري. دو گوش براي شنيدن و دو چشم براي ديدن داد ولي چرا فقط يک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس ديگري داد تا تو آن را پيدا کني

هميشه براي کسي بخند که ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسي گريه کن که ميدوني وقتي غصه داري و اشک ميريزي برات اشک ميريزه... براي کسي غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسي باش که دوستت بداره

 یک نصیحت

سعی کن تنها باشی.زیرا تنها به دنیا امدی و تنها خواهی مرد.

بگذار عظمت عشق رادرک نکنی


زیرا انقدر عطیم است که تو و هستی تو را نابود میکند

و اما... اگر عاشق شدی تنها یک نفر را دوست داشته باش

و پیمانت را محترم بشمارعشق پاک داشته باش

 همانند قلب کودکی خالی از هر گونه گناه و زشتی**

دلم گرفته...دارم خفه ميشم....دوست دارم يكي رو بقل كنم وتا صبح گريه كنم دلم تنگ شده....دلم واسه خودمم تنگ شده واسه اون خنديدنا واسه اون شيطنتا واسه تو واسه ديدن چشمات واسه شنيدن صدات....دارم ديونه ميشم نمي دونم اصلا چم شده همينجوري نشستم وانتظار


به خدا قسم که عشق پاک رو آفرید قسم میخورم تا زنده ام ، تا روح در کالبدم اسیر است عاشق

بمانم  ولی عاشق بی عشق 

 

شبهای تنهایی لیدا در Mon 5 Feb 2007 Time 3:32 AM | لینک ثابت |

 
> FONT face=Tahoma color=white>